|
شعبه ی دیگری ندارد .
|
اگه يه روز بري سفر
بري ز پيشم بي خبر
i wont give a shit
!
we have one way : havin no way
نه عزيزم دلم برات تنگ نمي شه
فقط ممكنه قبل از رفتنت با اون بيلي كه دم دره يكي بزني تو سرم تا خاطراتمون يادم بره ؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نه شهين جون چه زحمتي اينا وظيفه است گفتين از كدوم طرف برم ؟
پيتيكو پيتيكو پيتيكو ...!
درس زندگی را نه در مدرسه از معلم عبوس که در بقالی سر کوچه از بستنی عروسکی میهن آموختیم:
باید لبخند زد با اینکه زندگی چوبی در تو فرو کرده است !
روح بزرگ تو چه زود از جسمت خسته شد
..........
دیر است
برای اینکه بگویم : عزیزی رفیق عزیزی نعمت عزیز
از میان دوستان " خوب ":
یه دسته مثل جواهر می مونن گرون قیمت ولی به هر حال دارای قیمتی مشخص با ارزش و کمیاب و از اون دسته ای که اکثرا دنبال پیدا کردنشن یه دوست ایدآل برای عموم مردم دارای این قابلیت که باهاش به بقیه پز بدی و از وجودش افتخار کنی و در نهایت در پس ذهنت بترسی که یکی ازت بدزدتش.
ولی دسته ی دوم رو باهاشون ممکنه نتونی همیشه پز بدی چون کسی اون چیزی رو که تو میبینی و حس می کنی نمی بینه و حس نمی کنه. اونها مثل یه آهنگ بی نظیر می مونن منحصر به فرد برای اون رابطه خودتون. آهنگی که می شنوی ذوق می کنی امید می گیری غمگین می شی و ایده برای آیندت می گیری و کلی احساساتی که در خاطراتت داشتی تکرار می شه . آهنگی که همه می شنون ولی فقط شما دوتا می فهمین چی داره می گه .برای این آدمهای نایاب ( نه کمیاب ) قیمتی نمی شه گذاشت دارایی ای هستند که کسی نمی تونه ازت بدزدتش !
-------------------------------------------------------------------------
این متنی بود که احساس می کردم باید بنویسم برای تشکر از اونهایی که برام یا جواهری بودن و هستن یا آهنگی برای دوستان خوب ....
رابطه فیلریزم ۲ :
آقا رفته بودیم لم بدیم و آفتاب بگیریم ! که دیدم
اون از اون دست آدم هاییه که
لنگ هاش تو باتلاق گذشته است
کله اش تو حوضچه ی اکنون
و با دستهاش سعی می کنه آبشار آینده رو بگیره !
خلاصه از اونهایی که نمی دونن چه غلطی دارن می کنن !
عشق فیلریزم ۳۳ :
به عنوان جا کلیدی برای دسته کلید خونه ی ۸۰۰متری تو ولنجک عشق هر کسی رو می شه آویزون کرد!
عشق فیلریزم ۳۴ :
اون عاشق ترین موجود کره ی زمین بود مهربون ترین آفریده ی خدا آماده ی جانفشانی برای یار !
در ضمن یک نکته ی کوچکی هم وجود داشت که
اون مردی/ زنی خپل کچل پیر و زشت بود!
عشق فیلریزم ۳۵ :
اگر موسیقیدان هستید عاشق کسی شوید که تفاوت صدای جارو برقی و ساکسیفونتان را درک کند !
عشق فیلریزم ۳۲ :
گاهی دلم می خواد اون لبخندت یادم بیاد
تا بدونم بین تمام این بدبختی ها و سختی ها و مشکلات و مسایل و مکافات و ....
هنوز
تو کهنه کارترین میخ آزار دهنده ای هستی که تو افکارم فرو می ره !
آره گاهی دلم می خواد اون پوزخندت یادم بیاد !
عشق فیلریزم ۳۰ :
پسر چپون که داشت برای دختر کدخدای کوزه به دست تو چشمه جانماز آب می کشید یهو چشمش افتاد به دختر همسایه که داره از اون ور رد می شه و انقدر دقیق هیزی کرد که پرت شد تو چشمه و غرق شد!
عشق فیلریزم ۳۱ :
خود او به نظر همه یک "گه" واقعا کامل به تمام معنا بود ولی وقتی قطعه ی گم شدش رو پیدا کرد همه به این حقیقت پی بردن که چطور با عشق می شه از خطوط کمال هم گذر کرد و تبدیل به "سووپر گه" شد!
والدین فیلریزم ۲ :
شهین جون
هر کدوم از بچه هاش که به دنیا می اومدن یه طبقه به خونه اش اضافه می کرد.
و کنکور که می دادن تو همون پارکینگ خونه براشون عروسی می گرفت.
من رو یاد کفتر باز خوشحالی می انداخت که بال پرنده هاش رو می چینه !
والدین فیلریزم ۳ :
الف : مادر من چی شد که به دنیا اومدم ؟
ب :دخترم تو رو لک لک ها آوردن
الف : نه یعنی می خوام بدونم شما از وسیله ی جلوگیریه خاصی استفاده نکرده بودین که جواب نداده باشه؟ آخه من یکم به این قرص هایی که مصرف می کنم مشکوکم !
یکی می گه : ما هممون نرمالیم ولی تو طبقه ی خودمون
به نظر من ولی یه سری نرمالترن مثل اون آقایی که کروات می زنه تو آسانسور دکمه هارو می زنه
البته قرار بود من این مساله رو به شماها نگم
زن فیلریزم :
الف : تو از اینکه نمی تونی مثل مردها بشاشی به دیوار عقده ای شدی ؟!
ب :نه من از اینکه مثل فیل ها نمی تونم با ان دماغم دوش بگیرم عقده ای شدم !
عشق فیلریزم ۲۹ ( وصف حال ) :
اون ترکیبیست از تمام ایدآلهای مرد رویاهای من
در زمانی اشتباه
او آدمی مهربان است
برای بچه ها بادکنک های قرمز و خوشگل می خرد
تا وقتی بچه ها بادکنک هاشون می ترکد و عر می زدنند
به آنها با لذت اردنگی بزند!
عشق فیلریزم ۲۸:
در دو طرف دیوار هر دو خوشحال بودند و عاشق
هم پسر چپون که شاخه گل رو برای دختر کدخدا هر شب می انداخت تو حیاطشون
هم مادر بزرگ دختر کدخدا که هر شب با خوشحالی چشم به راه اون شاخه گل تو حیاط می نشست کنار حوض .
من چطور می تونم به آینده ام تو ادبیات امیدی داشته باشم وقتی
پر نستالژی ترین شعر واسه ی من
نه از حافظ است نه سعدی نه مولوی نه نه نه نه ....
بلکه اون
ما دوتا داداشیم شب تو جامون می شاشیمه ؟!
الف : آقا اگر ممکنه اون ساندویچ ککتلم رو بهم بدین
ب : ساندویچ ککتل ؟ تو اصلا هیچ می دونی بچه ها تو جزایر گوگونداواندا دارن از گشنگی می میرن ! بعد از من ساندویچ ککلتل می خوای !
الف : آخه من پولش رو دادم الان !
ب : پسرم برو برو خجالت بکش تو هنوز بچه ای ! تو هیچ می دونی تو جزایر فشندافاندانتا پول یکسال دست رنج مردم نصف این نوشابست که تو می خوای بخوری ؟ تو اونوقت پز پولت رو می دی ؟
الف: من گشنمه ....
ب : تو هیچ می دونی تو جزایر شفسگا مدرسه ندارن کفش ندارن بعد اونوقت تو مرفه بی درد...!
الف : آقا دهن مارو نمودی بده ساندویچمونو بریم
ب : تو اصلا می دونی در ساعت چند نفر نموده می شن تو جزایر .....
بازهم بازی یکسره ی خسته کننده ی عقده هایمان
این مهره های دومینوی چیده شده
مرا می اندازد
پس تو را می اندازم !
الف :خوشحالی ؟
ب : چرا نباشم ؟
الف : خب برای جلسه بعد که میاید این چند تا قرص دیگم اضافه می کنم حتما به موقع مصرف کنید.
سر و ته و وسط زدن فیلریزم :
"برین سینما و برین به سینما ! "
پ س . بروید سینما و .........
رانندگی فیلریزم :
خطرناک ترین موجوده زنده ی وحشی : راننده تاکسی
زن و رانندگی فیلریزم 1 :
بچه اش . ناهار . افزایش حقوق همسر . عروسیه دختر زشته پروین خانم . اون گردن بنده .
سفر اروپا. ثبت نام اصغر . ماسیدنه پنکیک رو صورتش . چشم روشنی . دماغ عملیه دختر ماشین بغلی.
خلاصه همه چی جز اینکه ماشین جلویی چراغ ترمزش روشن شده !
زن و رانندگی فیلریزم 2 :
این واقعا اوکازیونه اوکازیونه ماشینه یه خانم دکتره که هر روز تو راه مطب البته چپ می کرده !
زن و رانندگی فیلریزم 3 :
عجب کتری قشنگی داری مهین جون
آره عزیزم این رو از دستگیره ی "بی ام و" آخریم ساختن که بردم ذوب آهن
عشق فیلریزم 27 :
عشق به اونی که مثل گرامافون می مونه !
یعنی:
جذابانه با اون آهنگهای رمانتیکش دلربایی می کنه
و وقتی که باهاش قاطی بشی
داستان تو رو هم مثل یک آهنگ عشقی با جزییاتش برای همه پخش می کنه
سادگی فیلریزم :
من تازه فهمیدم به این سادگی ها که فکر می کردم نیست! در پس خلقت من هدفی والا مثل اسکول شدن وجود دارد!
دوستان فیلریزم :
الف : وای عزیز دلم ب جون فدات شم داری آخره هفته کلا می ری دیگه اهو اهو اهو ( صدای گریه ) کلی قرار بذاریم حتما همدیگر و ببینیم
ب : باشه .فردا عصری خوبه ؟
الف : وای عشق من فدات شم عسلکم با اون چشمات! می دونی که من کلا خیلی وقتم پره این هفته همش بیزی ام ! نمی تونم اصلا بوس بوس !
عشق فیلریزم 23 :
می دونم چشمهای جذابش خیلی می ارزه ولی فرصت مناسبی برای سرمایه گذاریه عاطفی نیست !
عشق فیلریزم 24 :
گردبادی که فقط توی آغوش تو آروم می گیره خیلی هو.س انگیزه!
و وقتی که دیگه آروم نگیره هول انگیز !
عشق فیلریزم 25 :
هیچ وقت از رایحه ی تنهایی با کسی که بوی تنش بوی یه بازار شلوغه نمی شه لذت برد
عشق فیلریزم 26 :
او همیشه فکر می کرد زنی / مردی بهتر بیرون این در برای او ایستاده پس هر شب به جای لبخند زیبای او که در میان بازوانش بود به دستگیره زشت در زل می زد !
دیدی دخترها تو خیابون با پسر که هستن گربه یا بچه می بینن چطوری صداشون نازک می شه قربون صدقه می رن : ( آخی گوگولی مگولی پگولی پگولی ! )
بعد اگه تنها باشن با لگد می کوبن تو شیکمه طفل معصوم گربهه !
دیدی پسرها تشخیص نمی دن این دختر مهربون گوگولیا خیلی موذی اند ؟
دیدی پسرها حتی از کودکی هم به این نکته توجه نکردن که
ناقلانانه ترین نکته ی عشوه ایه تاریخ زیر سر همون دختره ی به ظاهر ساده ی مهربون بود که یه لنگه کفشش رو خونه ی یارو جا گذاشت !؟
خب من دیگه برم خیلی حرف زدم !
کسی این لنگه جورابه من و ندیده ؟!
سوسک فرهیخته ی جهان سومی
سوسکی است که تهدید می شود
به وسیله ی کسی که خودش با آنفلانزای خوکی و بحران مالیه جهان و اغتشاشات و بحران بی کاری و بحران بی شوهری و آمار طلاق و جنگ اتمی و نگرفتن ا لیسانس ت.می و نیروهای خارجی و داخلی و والدین و اخبار و گشت ارشاد و دوستان ناباب و ... تهدید شده است !
فرهنگ فیلریزم :
یه روز یه ترکه و لره و اصفهونیه و رشتیه و تهرونیه و شیرازیه و ......
خب بقیش رو بگو قشنگ به ریش ایرونی بودنمون بخندیم دیگه !
سنت فیلریزم :
به به به .... زندگیه زن آب شویی تون مبارک !
ایشالا دخترم با لباس سفید رفتی با لباس سفیدم برگردی ! به به به .....